حال و روز اینروزهای من !!
این روزها بدجور دلم تنگ میشه در حد خفگی کلی فکر و بغض بیخودی دارم همه روزهام تکراری و بی هدف یکی پس از دیگری سپری میشه نه تفریحی نه همصحبتی خیلی خستم حتی موقعیت ی مسافرت هم ندارم که تجدید قوا کنم واقعا نیروئی برام نمونده بسکه با این دو تا پسر و باباشون سر و کله زدم . کاش حداقل بین این سه تا یکیشون میتونست درک کنه متاسفانه مهران هم اصلا کمک نیست که ی وقتا حس میکنم زحمتش از پسرا هم بیشتر شده تو خونه ای که دو تا بچه هست حداقل باید مرد خونه ی خورده به فکر باشه که متاسفانه مرد من خودش بیشتر باعث ازار شده ماهان برای هر صفحه مشق نوشتنش یک سال منو پیر میکنه تا الان بیشتر از هزاران ضربه ب...
نویسنده :
فریبا
22:19


